« به نام خالق زیبایی ها »

سلامم به گرمای دستت ای دوست

دلم لحظه ای با دلت رو به روست

بگو عاشقی تا سلامت کنم

تمام دلم را به نامت کنم

همین سلام کوتاه کافیست برای ادامه حرفهایم ....

بودنتان را شکر میگویم...

حضورتان در کنار من هدیه ایست از طرف خدای

خوبی ها...میخواهم چندخطی برای شما دوستان عزیزم بنویسم

سکوت را دوست ندارم...بی خبر رفتن را دوست ندارم....

آمده ام بگویم برای مدتی کوتاه نمیتوانم در جمع صمیمیتان باشم. تقدیر این

 گونه است که بعد از سالها در 25 سالگی دوباره باید قلبت را به دست

 جراحان بسپاری... و حکمت این را فقط خدا میداند و بس!

این که بگویم اصلا نگران نیستم حرف منطقی نیست ولی باید بگویم :که

 من خدا را دارم و بعد از آن

دکتر جراحم ( محمدعلی یوسف نیا)

و دکتر خودم (جامی شکیبی گیلانی)

شاید تنها رمز شاد بودنم ایمان به خدا و پزشکمه....همین که بدونی وقتی

اسم دکترت رو میگی همه میگن چرا دلهره داری؟ او بهترین جراح

 ایرانه.عمل تو که اصلا سخت نیست، سخت ترین  عملها رو انجام

 داده.همون عمل 5 سالگیت که خیلی هم سخت بود ایشون جراحیت

.وقتی این حرفهارو میشنوی دلت قرص میشه.آرامشت بیشتر میشه و

 دیگه دغدغه ای نداری....

دوستان خوبم به امید خدا 11 آذر جراحی قلب دارم و مدت کوتاه دسترسی

 به نت ندارم.

انشاءالله بعد مرخص شدن از بخش ICU دوباره مثل قبل

شاد و پر انرژی همراهیتان خواهم کرد...


و در آخر اینکه اگر دلتان شکست،یادتان بود بود بگویید :


اَمَّن یُّجیبُ المُضطَرَّ اِذا دَعاهُ وَ یَکشِفُ السُّوءَ


و یادتون باشه :

شک نکن؛

درست در لحظه ی آخر؛

در اوج توکل و در نهایت تاریکی؛

نوری نمایان می شود؛

معجزه ای رخ می دهد؛

خدا از راه می رسد ...