به نام خالق کوچولوهای آسمونی

اول به رسم ادب سلام ....

سلام به آنهایی که بودنشان برایم یک دنیا ارزشمند است.

این روزها به این فکر میکنم که چقدر  بزررگ کردن کودک سخت است ، و بابا و مامانای گل چقدر زحمت و تلاش میکنن. چقدر زود بزرگ شدم ، 25 سال از اولین روزهای بودنم میگذرد.


آنقدر کوچک بودم  که توان شیرخوردن هم نداشتم.همین که نفسهایم تند میزد و ..... باباجون  و مامان جونمونگرانم میکنه، وقتی میرم پیش دکتر میگه باید بری متخصص قلب کودکان.دکتر مهربون من (جامی شکیبی گیلانی،هموند انجمن پزشکان قلب آمریکا) میگه نرگس کوچولو قلبش یه سوراخ داره، واسه همین نمیتونه خوب شیر بخوره.


قلب کوچک و بیمارم اجازه رشد هم بهم نمیداد تا حدی که برای عمل اول که 8 ماهه بودم فقط 100 گرم وزن اضافه کرده بودم.


شکر خدا اولین جراحی بسته خوب بود و تا 5 سالگی به زندگی عادی ادامه دادم.

از این زمان فقط سایه ای از خاطرات را به یاد دارد ،یکی همان گیتار کوچک اسباب بازی

که بعد از سالها برایم جذاب است....و کودکی هایم را برایم رقم زده ....


با شروع 5 سالگی ، دوره جدید زندگی ام آغاز شد.به دستور پزشک زمان جراحی دوم فرا رسیده بود.این بار باید عمل قلب باز انجام میشد.هرچند جزء جراحی های خیلی سخت بود و مدت زمان نسبتاً طولانی در بیمارستان بستری شدم ولی بازهم به لطف خدای مهربون این عمل هم موفقیت امیزبود و همه چی خوب پیش رفت...


از آن زمان 20 سال خوب گذشت،تا اینکه دوباره قلب نرگس به دست جراحان سپرده شد. انگار خدا منو بین بنده هاش خیلی خاص تر دوست داره چون همیشه هوامو داشته و داره.

میدونی چرا ؟ چون از همون 8 ماهگی وقتی بستری بودن دکترا میگفتن این همون بچه ای که زنده نمیمونه. ولی عزیزای دل من با این حرف نا امید نمیشدن ، واسه اینکه خدا رو داشتن.


نوشتم و نوشتم  تا بگویم : این سومین تولد من است.

شاید تعجب کنی چرا سه سالگی ؟ معتقدم که من سه بار متولد شدم :

اولین روز بودنم  23 بهمن 67

دومین  تولد  را در 5 سالگی تجربه کردم

و سه سالگی من همراه بود با آغازین روزهای 25 سالگی.


نمیدونم چه جوری میشه این همه زحمت و تلاش رو جبران کرد؟!

ولی بابا و مامان مهربونم یادتون باشه همیشه در قلبم جای دارید، دعاگویتان هستم و از خدا میخوام مثل من همیشه هواتونو داشته باشه.بدونید که من بدون شما هیچم. هرچقدر هم که سنم زیاد باشد دوست دارم مادر و پدرم کنارم باشند.دلم میخواهد زندگی را برایشان بهشت کنم.

فقط میگویم خدایا بخاطر داشتن پدر و مادر مهربونم ازت سپاس


 و در آخر اینکه :

 

تولدم بهانه ای شد تا این فصل را بیشتر دوست بدارم ...

زیرا فصل خوشحالی فرشتگان ، تولدمه....

 

خدای خوبم برای بودنم از تو سپاسگذارم.ممنون که همیشه همراهی.

بی نهایت دوستت دارم.همیشه مواظبم باش.

 


امضا : نرگس 92/11/22

14:44